19.1.11

خاطرات منتشر نشده روحاني در باره نواب صفوی

آيت الله العظمي سيدمحمدصادق روحاني: من همان زمان به واسطه رفاقتي که با او داشتم، گفتم اينکه حالا ما بيائيم و مرجعيت را تضعيف کنيم و عليه آن حرف بزنيم، علاوه بر اينکه خلاف شرع است، خلاف مصالح مسلمين هم هست و هيچ تاثيري ندارد. نظر من اين است که شما سعي کنيد با عواملي که فساد فکري و عقيدتي را در ايران اشاعه مي‌دهند،‌ مبارزه کنيد و کساني را که واقعا مسبب اين وضعيت هستند به مجازات برسانيد، والا تخفيف حوزه، ضربه زدن به خود است. مرحوم نواب قبول کرد و گفت: «شما مي‌تواني براي قتل کسروي از آقايان مراجع براي ما فتوا بگيري؟» گفتم:‌ «بله.» البته در آن زمان مشهور بود که آقايان، کسروي را مهدورالدم مي‌دانند، ولي نواب مي‌خواست براي اين کار خود يک نوع رضايتي از آقايان علما داشته باشد، لذا رفتم و از آيت الله آسيد ابوالقاسم خْوئي و آيت الله حاج آقاي حسين قمي براي ايشان فتوا گرفتم. با آیت الله خوئي خودم صحبت کردم و فکر مي‌کنم بخشي از پول سفر نواب و پول اسلحه‌اش را هم آیت الله خوئي داد،‌ ولي با آیت الله حاج آقا حسين، خود آیت الله خوئي صحبت کردند. آیت الله حاج آقا حسين قمی شوهر عمه من بود و خيلي هم به ما لطف داشت،‌ ولي تصور کردم اگر آیت الله خوئي به ايشان بگويد تاثير بيشتري دارد و عملا هم همين طور شد. يادم هست که به آیت الله خوئي گفتم‌ نواب جوان متديني است و ما نظير او را در ميان خود نداريم که اين طور عزم خود را جزم کرده باشد و بخواهد با کسروي بجنگد. او مي‌رود، يا موفق مي‌شود و يا شهيد مي‌شود، ولي ما بايد وظيفه‌مان را در قبال او انجام بدهيم. آیت الله خوئي هم موافق بود. آیت الله قمي که اساسا خودش انگيزه مقابله با مظالم دستگاه را داشت و بالطبع زودتر از هر کسي با چنين کاري موافقت کرد.

Aucun commentaire:

Archives du blog

Membres