5.4.09

چهره‌ی مرد مترجم در سال‌خورده‌گی !

می‌گوید: «بگذار چیزی به‌ات بگویم. من این کتاب را، که می‌گویی درباره‌اش گفت‌وگو کنیم، در پنج‌ ماه ترجمه کرده‌ام. پنج ماه تمام وقت گذاشتم روی این کتاب. آن‌وقت فکر می‌کنی بابت‌اش چه‌قدر حق‌الزحمه گرفته‌ام؟ سی‌صد هزار تومان! سی‌صد هزار تومان برای پنج ماه! چند روز پیش رفتم پیش پزشک تا رگ پای‌ام را که دچار مشکل شده ویزیت کند. چند تا عکس نوشت که گرفتم. هزینه‌ی این عکس‌ها و ویزیت روی هم رفته شد صد و بیست هزار تومان! حالا خودت حساب کن دیگر! تناسب آن سی‌صد هزار تومان را با این صد و بیست هزار تومان. هزار تا درد و مرض دارم. اوضاع خیلی آشفته است آقا. هر کس یک گوشه‌ای دارد از پول نفت می‌خورد و هر کس کاری چسبیده و دنبال پول است. تو هم برو هم‌این حرف‌هایی را که زدم تنظیم کن و بده برای چاپ. این‌ها مهم‌تر است از گفت‌وگو درباره‌ی ...»

Aucun commentaire:

Archives du blog

Membres