16.1.08
دکترشهیدی؛ از تبار علامه های ایرانی
در فرهنگ ایران چهره هایی را می شناسیم که از آنان با پیشوند علامه یاد می شود. این چهره ها افرادی اند که دانششان محدود به یک رشته نیست و از سوی دیگر حتی اگر عمری را در تحصیل در علوم جدید و دانشگاهی سپری کرده اند، ریشه ای نیز در علوم سنتی و قدیمی ایران دارند.
Inscription à :
Publier les commentaires (Atom)
Archives du blog
-
▼
2008
(469)
-
▼
janvier
(39)
- تبریز در انقلاب مشروطیت
- «دازاين» به روايت ايراني
- طرحي براي مقابله با آنارشيسم كتاب
- ديدرو شگفتآور است
- فلسفه رسانه، فلسفه بچههاست
- لیبرالیسم: فردگرایی یا خویشتنمداری
- دشواری فهمِ نزدیک به واقعیت
- فلسفه سیاسی ملاصدرا
- حکمت متعالیه معنایی عام دارد
- امکان يا امتناع علم ديني
- جيوردانو برونو و انديشهى رنسانس
- نگاهی به ترجمه هستی وزمان هایدگر
- در سوگ آن پاکیزه مرد
- ترورهای سیاسی و نقش مراجع
- بررسى اندیشه ساعتساز لاهوتى
- جدایی كتاب درسي دختران و پسران
- سهروردي و تاريخ حكمت اشراق
- مقایسهی اجتهاد یا اعتراض
- سکولاریسم در اسلام و مسیحیت
- ترور، موتلفه و نقش فتوا
- عاشورا و نگاهي به فلسفه قدرت
- ملاحظات انتقادی پیرامون آیندهپژوهی
- رویکردهای موجود به آینده پژوهی
- بررسي تطبيقي3 شاهكارعاشورايي
- گفت وگوبا نويسندگان فكر ايراني
- مجموعه سازي در ايران و غرب
- كرسي نظريهپردازي؛ خيال يا واقعيت
- فلسفه اسلامي روياروي تفكراروپايي
- نقد تفکر ايراني
- دکترشهیدی؛ از تبار علامه های ایرانی
- اصل «دلیری»، فضیلتی اساسی
- فلسفهی سیاسی و اجتماعی کانت
- فروکاستن فلسفه به تاریخ
- نگاهي به زندگي استادجعفرشهيدي
- پژوهش در روشناي تجربه ديني
- بزرگداشت استاد محمد پروين گنابادي
- گفتگو با دکتر سروش درباره قرآن
- فریدون آدمیت از زبان خودش
- مقالههای علمي پژوهشي ايران و ISI
-
▼
janvier
(39)

Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire