9.5.10
نوشته ای خوب و متعادل در باره مرحوم مطهری
بیژن عبدالکریمی: اما تفکر مطهری محدودیتهایی نیز دارد. این تفکر، تفکر کلامی است یعنی به شدت تابع مفروضات خودش است. این تفکر، تفکر جدلی است، یعنی بیش از آنکه متعهد به فهم حقیقت باشد، متعهد به فهم باورهای کلامی و اعتقادی خودش است. نکته دیگر اینکه مرحوم مطهری با عقلانیت ماقبل مدرن میکوشد که به پرسشهای مدرن پاسخ دهد. ایشان بر اساس نظام وجودشناسی و معرفتشناسیایی که در اساس و چارچوبهای کلیاشــ و نه الزاماً در همه جوانب آنــ ارسطویی و لذا یک نظام فلسفی ماقبل مدرن است میکوشد به مسائل دوره مدرن جواب دهد. مرحوم مطهری گرچه با پارهای از مسائل و اندیشههای حاصل از ظهور عقلانیت مدرن مثل اندیشههای هیوم، مارکسیسم و فرویدیسم مواجهه دارد اما بهخوبی به فهم عقلانیت مدرن و سوبژکتیویسم حاصل از آن نائل نشده است. لذا ما اگر چه بر اساس عقلانیت کلامی و ماقبل مدرن مطهری و براساس اندیشههای وی از عوامزدگی دینی و تحجر مذهبی بسیار فاصله میگیریم، اما در عین حال به هیچ وجه نمیتوانیم با عقلانیت مدرن مواجههای اصیل داشته و بر اساس نحوه نگرش کلامی و ماقبل مدرن او نمیتوانیم به چالشهای جهان کنونی پاسخ گوییم. تحولاتی که بهخصوص در این چند دهه اخیر صورت گرفته ما را وارد شرایط تاریخی جدیدی کرده است که از آن میتوان به ظهور عقلانیت پسامدرن یاد کرد. به این ترتیب، ما بعد از شکاف میان عالَم و اندیشههای سنتی و ماقبل مدرن خود با عالَم و تفکر مدرن، با ظهور عقلانیت و عالَم پسامدرن، با دومین شکاف تاریخی و تمدنی خود با جهان معاصر روبرو شدهایم. لذا اندیشههای کلامی و ماقبل مدرن مطهری از یک نوع «تأخر تاریخی و زمانی» نسبت به دوره تاریخی کنونی رنج میبرد. البته این «تأخر تاریخی و زمانی» صرفاً به مطهری منحصر نمیشود؛ چرا که از یکسو مطهری نماینده یک طرز تفکر بسیار وسیعی است که در جامعه ما وجود دارد و از سوی دیگر حتی بسیاری از روشنفکران و اساتید حوزه و دانشگاه نیز از این «تأخر تاریخی و زمانی» نسبت به جهان معاصر رنج میبرند. غلبه بر این تأخر تاریخی یکی از بنیادیترین رسالتهایی است که همه ما در شرایط کنونی باید برعهده گیریم. این «تأخر تاریخی و زمانی» مهمترین مسأله فلسفی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ماست، و اگر ما راهحلی برای آن نیابیم و نتوانیم به عقلانیت و نوع نگاهی دست یابیم که بتوانیم با عقل مدرن و پسامدرن مواجههای صحیح داشته باشیم بیتردید جامعه ما هر روز ضعیف و ضعیفتر خواهد شد و نخواهد توانست به مسائل خود پاسخهایی حقیقی و درخور دهد و ما اسیر فضاهایی دونکیشوتیِِ تئولوژیک و ایدئولوژیک باقی خواهیم ماند.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire