15.9.10
اگر من يک «فيلسوف سکولار» بودم...
داریوش محمدپور: بگذارید ابتدا خیلی بیپرده بگويم که از یادداشت محمدرضا نیکفر در زمانه با عنوان «اگر معمم بودم...» حیرت کردم. چنین نوشتهای اصلاً در حد انتظاری که از نيکفر داشتم نبود. کوشش میکنم خودم را جای نیکفر بگذارم. با تمام گوشت و پوستام، رنجی را که نیکفر از بیخردی و تعصب و جنون پارهای از دینداران میبرد، میفهمم. درک میکنم که در اين نوشتهی نيشدار و طعنآلود، چه اندازه فرياد و خشم و خروش خفته است. اساساً اين جنس نوشتههای نيکفر را بايد با همين منطق فهميد که از جنس فريادند و شاکلهای عقلی و منطقی ندارند. و توضيح میدهم که چرا شاکلهی عقلی ندارند و کوشش میکنم – در حد وسعام – خودم را جای کسی بگذارم که شهره است به «فيلسوف سکولار» بودن (يا دستِکم دوستداراناش مايلاند او را چنین ببينند) تا ببينم که آيا میشود ماجرا را به شکل ديگری هم ديد یا نه.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire