5.3.10
تحرير محل نزاع – چشماندازِ آينده
کسانی که تصور میکردند جنبش سبز هدفاش سرنگون کردن نظام است، حق دارند اگر سرخورده و مأيوس باشند. کسانی که هم دوست دارند جنبش سبز را برانداز قلمداد کنند و توطئهگر، اغتشاشگر و فتنهجو، حق دارند اگر عصبی و عصبانی باشند. هر دو گروه راهِ ميانه و معتدل را يا گم کردهاند يا اساساً نمیخواهند. ما هم که نه در پی براندازی هستيم و نه سودای پیافکندن عالمی از نو و آدمی ديگر داريم حق داريم اگر خود را همچنان سبز بدانيم و در عين حال دايرهی سبز بودن را چنان وسيع بگيريم که «حق» هيچ ايرانی را، چه در داخل و چه در خارج کشور، به هيچ بهانهای پايمال نخواهيم. حق چيزی نيست که به فرموده بتوان کسی را از آن محروم کرد. اگر طلب عدالت و مطالبهی آزادیهای قانونی (و آزادیهايی که هر انسان و هر مسلمانی از آنها برخوردار است) «حق» است، هيچ کس در هيچ مقامی نمیتواند اين حق را از کسی، چه سبز و چه غيرسبز، دريغ کند. سبز بودن يعنی پرهيز از تماميتخواهی و سياه و سفيد ديدن ملت؛ سبز بودن يعنی طبقهطبقه نکردنِ مردم و به رسميت شناختن تفاوتها و اختلاف سليقههای آنها. اجرای عادلانهی قانون میتواند مانند چتری بر سر تمام ملت باشد و خواستهی جنبش سبز از اين روشنتر نمیتواند باشد که نظام نمیتواند با سوءظن يا به بهانهی اينکه عدهای با من مخالفاند و خلاف کردهاند (به فرض اثبات خلافکاری آن عده)، حقوق جمعِ کثير ديگری را پايمال کنند يا در استيفای حقوقشان تعلل کند. جنبش سبز ملت را دوپاره نمیخواهد. شايد يکی از مهمترين وظايف ما همين است که آرامش به کشور بازگردد و ملتی که دوپاره شده است دوباره يکپارچه شود در عين حفظ اختلاف سليقهاش. اما مهمتر از آن بازگشت به عدالت است (عدالتی که آزادی هم برای همگان در ظل آن محقق شود و هيچ کس عزيزکرده در برابر قانون نباشد).
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire