11.9.09
ماليخوليای علوم انسانی و پارانويای دانش اجتماعی
حسين کمالی: قای خامنهای بنمايه، ابتر ماندن علوم انسانی و دانش اجتماعی را در انديشه خود و مشاوران همفکرشان بجويند. اين نگرش در تمثيل ايشان به روشنی بيان شده که عرصه پژوهش علمی را نوعی «جبهه جنگ نرم» می پندارند. در زمينههاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى، مسائل كشور، دانشجويان را «افسران جوان» اين جبهه شمردهاند و به استادان دانشگاهها گفتهاند که شما فرماندهاى هستيد كه بايد مسائل كلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسایى بكنيد؛ هدفهاى دشمن را كشف بكنيد؛ احياناً به قرارگاههاى دشمن، آنچنانى كه خود او نداند؛ سر بكشيد و بر اساس او، طراحى كلان بكنيد و در اين طراحى كلان، حركت كنيد.» عرصه دانش و پژوهش و شيوه کار دانشمندان و پژوهشگران اصولاً از قماش سربازی يا فرماندهی نيست. اين تمثيل غلط نشانه همان ابزارانگاری نادرستی است که بر ذهن گوينده غلبه يافته و با مدلهای نظامی و برداشتهای امنيتی متناسب است. در واحد تحقيقات ارتش، سازمانهای اطلاعاتی، مؤسسات شبه علمی موسوم به اتاقهای فکـر (Think Tanks)، يا حتی در واحدهای تحقيق و توسعه (R&D) شرکتهای فنآوری و توليد؛ اين نگرش غالب است، و محصول اين نهادها، غالباً تبليغات يا پروپاگاند و راهکارهای بازاريابی به معنای گسترده آن است که گاه به علم شباهت ظاهری دارد اما در اصل از جنس ايدئولوژی و تزئین است. علم، بويژه علوم انسانی، به امر فرماندهان توليد نمیشود و نمیبالد. فروکاستن دانش و پژوهش به ابزار تبليغ و اسلحه در جنگی موهوم، در ايران امروز، زمينهساز ريختن سرمايههای هنگفت به کام سيری ناپذير مراکز شبه تحقيقاتی متعددی شده که کار ويژه آنها، تبليغات، تقديس قدرت، بازچرخان مردهريگ کهنه در لفاف نونوار، و پردهپوشی بر عيوب آشکار و نهان انديشه تماميتطلب و سرکوبگر حاکمان است. همين است که نظرورزی عقلانی-انتقادی چنين بینور و بیرونق مانده و ستون تحقيق در علوم انسانی و دانش اجتماعی فروشکسته است. يکی از دستاوردهای بزرگ علوم انسانی همين است که با دقت و به تفصيل نشان بدهد مقوله قدرت چطور با معرفت میآميزد، و آشکار سازد که قدرتمداران به کدام شيوه ها و با چه نوع آموزههايی قلب حقيقت میکنند. روشن است که بررسی انتقادی تبليغات و دروغهای شبهعلمی به مذاق کسانی که اساس سلطهشان را بر آن نهادهاند تلخ است.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire