18.2.09

سخنرانی احسان شریعتی در اربعین مشهد

وي با بيان اينكه دو گرايش پيش و پس از انقلاب روشنفکري ديني، داراي تفاوت‌هايي با يكديگر هستند و نقدهايي را نيز به هم وارد مي‌کنند، گفت: از منظر مفهومي مي‌توانيم اين پديده را اين گونه تحليل كنيم که مثلا اينكه آيا روشنفكري ديني مي‌شود يا نمي‌شود؟ كه بيشتر از جانب روشنفكران و دينداران مي‌شنويم که نمي‌شود که اين نظر يک برداشت ديني است كه اصولا با هر گونه روشنفكري و شايد حتي هر گونه روشنفكري مخالف باشد و يا يك برداشت روشنفكرانه است كه مي‌گويد هرگونه دين يا دين داري با روشنفكري به معنايي كه در غرب رايج است، تناقص دارد.
در اين ميان يك تز سومي نيز به وجود آمد كه تا دوران مشروطه يك برداشتي از دين حاكم شد كه حتي در حوزه روحانيت نيز گرايش مكتب نجف که قرائت ملاكاظم خراساني و مرحوم نائيني را از دين داشت، جنبش مشروطه را تاييد كردند.
احسان شريعتي يادآور شد: پس از آن در جامعه نيز نسلي پيدا شد كه در بين روحانيون، مرحوم طالقاني و در بين تحصيل كرده‌ها مهندس بازرگان را مي‌توان از اين جريان نام برد و بعدها، گروه‌ها و نيروهاي سياسي، مذهبي به وجود آمد كه چنين گرايشاتي داشتند و از انقلابيون آن زمان نهايتا شريعتي است که در دهه 50 يكي از سمبل‌هاي اين جريان بود.
اين جبنش يك جريان سومي است كه از نظر اجتماعي و تاريخي مي شود بهتر از جنبه مفهومي آن را تحليل كرد و در دوره جديد نيز ممكن است اين بحث وجود داشته باشد که روشنفكري با ديني و ملي با مذهبي مي‌توانند تناقضاتي با يكديگر داشته باشند، اما پاسخ آن است که يك نوعي از دين با نوعي از روشنگري در تناقض است و نوعي از دين با نوعي از روشنگري همخواني دارد.
فرزند دکتر شريعتي ادامه داد: در حال حاضر نيز در ميان نيروهاي موسوم به روشنفكر ديني بحراني ديده مي‌شود كه يكي از ريشه‌هاي اين بحران اين است كه آن‌ها گويي سرخط‌ها و ريشه‌هاي اين پروژه‌ها و طرحي که پيش از آن‌ها تعريف شده است را گم كرده‌اند كه بعضي اوقات بحث هاي بي‌ريشه مي‌كنند.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire